نه شربت آلوبالو
نه شربت لیمو
نه چای تلخ
نه حتی آب
لیوان به هیچ کس دل نبست
تمام عمر خالی ماند
و خالی شکست!
...مردی به نام
آبی دریا
پلک صبوری می گشاید
چشم حماسه روشن...

مردی که خالق سجده های سرخ بود
فوران گلدسته ی نیاز
معمار گلوهای ناب حق گو
چشم شما روشن

تا صورت و پیوند جهان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود
سلطان سخا و کرم و جود علی بود
مسجود ملائک که شد آدم به علی شد
آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود
آن معنی قرآن که خدا در همه برهان
کردش صفت عصمت و بستود علی بود
جبریل که آمد ز بر خالق یکتا
در پیش محمد شد و مقصود علی بود
آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر
برکند به یک حمله و بگشود علی بود
عیسی به وجود آمد و في الحال سخن گفت
آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود
چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم
از روی یقین بر همه موجود علی بود
این کفر نباشد سخن کفر نه این است
تا هست علی باشد و تا بود علی بود
سرو دو جهان جمله ز پیدا و ز پنهان
شمس الحق تبریز که بنمود علی بود