کلاغ قصه گرد سفر از خود تکاند.
هنوز آرام نگرفته بود که : کودک به خواب رفت.
مادر گفت:" قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید."
و کلاغ بر آوارگی خود گریست و پر کشید...
از : مجتبی گیوه چی
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 23:24  توسط امیر مصطفی ( ژیوار )
|