تبليغاتX
دالاهو -
تا خوشه ی پروین راهی نیست...

اووو ... وه !!!

جلوی روزنامه فروشیه چه خبر بود!

رفتم جلو ، پشت جمعیت از لابلای آدم ها چشمامو فرستادم جلوو با دقت زیاد تیتر روزنامه ها رو مرور کردم... دور شدم.

مطلبی با عنوان  " تیترها و منوهای کشویی" ذهنم رو قلقلک می داد!

راستش دیگه هیچکسی دوست نداره به یه نویسنده یا یه خبرنگار یا یه وبلاگنویس افتخار بده تا مطلب چند صفحه ای اون رو تا آخر بخونه و آخرش هم به یه نتیجه ی درست و حسابی نرسه یا شاید هم برسه!

امروز روزگار منوهای کشویی و و تیترهای داغ داغه! همه چیز فرق کرده یه زمانی برای حرف زدن یا پیغام دادن به کسی باید خیلی زحمت می کشیدی! حالا بشه و برسه ، یا نشه و نرسه !

همین عاشقی!

پیش از این چقدر سخت بود . برو، بیا ، بپا ، بنویس ، هدیه بگیر ، هدیه بده ، گریه کن ،...

امروز روی قلب طرف کلیک راست می کنی و از منو کشویی باز شده گزینه ی pasteرو انتخاب کرده تا دلت تو دلش copy بشه.!!! چقدر ساده ست!

هر چند از ما گذشته ولی روی قلب همه شما کلیک راست می کنم و ( ژیوار ) رو تو قلبتون کپی می کنم !!! اگر اجازه بدید.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 11:19  توسط امیر مصطفی ( ژیوار )  |