تبليغاتX
دالاهو - عجب!
تا خوشه ی پروین راهی نیست...

 

قطار در مسیر کوهستانی حرکت می کرد .

پسرک آرام آرام پوست موز را کند و موز را گاز زد ...

قطار وارد تونل شد و همه جا تاریک شد .

موز را از دهانش دور کرد ...

قطار از تونل خارج شد .

این اتفاق چند بار تکرار شد .

پسرک تا چند وقت فکر می کرد هر وقت به یک موز گاز بزند :

« شب می شود.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 23:34  توسط امیر مصطفی ( ژیوار )  |